sheva-47 کاربر حرفه ای وضعيت: آفلاين 16 مرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 1775 امتياز: 7466 تشکر کرده: 91 تشکر شده 428 بار در 219 پست
محل سكونت: www.sheva7.com
ارسال شده در:
دوشنبه، 14 تير ماه ، 1389 00:03:48
موضوع مطلب: امیر تو دیگر ژنرال ما نیستی 000000000000000000000
نامهٔ ارسالی هوادار استقلال
ما استقلالی ها همیشه تا قبل از ظهور امیر فلعه نوعی به پرسپولیسها به خاطر داشتن علی پروین حسودی می کردیم به افراد زیادی فرصت دادیم تا یکی شبیه پروین بسازیم افراد زیادی آمدند موفقیت های خوبی کسب کردنند ولی این افراد هیچکدام جاه طلب نبود تا اینکه امیر آمد درجه ژنرالی به او دادیم و او هم جواب محبت های ما را به خوبی می داد هر وقت تیم تنها بود او آماده کمک بود انصفا خوب کار می کرد.
مدیر عاملی را دوست می داشتیم که او امیر را دوست می داشت کار ما هواداران امیر این بود که با مخالفان امیر بحث کنیم کارهای او را توجیه کنیم وقتی زرینچه و نوازی مدعی شدند که چند سال پیش امیر با آنها تبانی کرده تا تیم استقلال اهواز سقوط نکند دیگر این دو نفر را دوست نداشتیم و ادعای آنها را به دلیل حسادت توجیه کردیم از عکس العمل امیر بعد از گلزنی تیم مس کرمان به استقلال با اینکه خومان نیز دلخور بودیم از امیر دفاع کردیم وقتی بعد از قهرمانی استقلال هنوز جام قهرمانی بالای دستان کاپیتان فکری پایین نیامده بود امیر طی مصاحبه ای اعلان کرد که شاید فصل بعد در استقلال نباشد.
گفتیم بیچاره خسته شده وقتی اسطوره تیممان حجازی با او مشکل پیدا کرد باز هم ما از او طرفداری کردیم و ادعاهای حجازی را نامربوط خواندیم وقتی بعد از عدم نتیحه گیری تیم در جام ملت ها حاج رضایی فردوسی پور ذوالفقار نسب در برنامه نود امیر را نقد کردنند برنامه نود را تحریم کردیم و احساس همدردی با مظلومیت امیر کردیم.
وقتی جانواریو را از تیم ما جدا کرد باز هم به او حق دادیم از او دفاع کردیم بعد از کنارگیری واعظ روزانه چندین ساعت از طریق اینترنت دنبال خبر بازگشتش شدیم ولی چیزی دستگیرمان نشد تا اینکه با این که قول داده بودی دیگر از استقلال بازیکن نگیرد حیدری را گرفت حیدری که بدجوری تو قلب ما جا باز کرده بود.
دیگر نتوانستیم دفاعی از این کار بکنیم. امیر ما درجه ژنرالی را از تو پس گرفتیم تو دیگر ژنرال ما نیستی -
Evil کاربر پیشکسوت بیاتویس وضعيت: آفلاين 17 ارديبهشت ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 10291 امتياز: 43898 تشکر کرده: 1738 تشکر شده 3444 بار در 1580 پست
محل سكونت: ♫♫ ♥ ♥ بياتويس ♥ ♥ ♫♫
ارسال شده در:
دوشنبه، 14 تير ماه ، 1389 00:05:46
موضوع مطلب:
_________________ تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت
تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد
یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار
خسته از این زندگی با غصه های بی شمار
akatora کاربر نیمه حرفه ای وضعيت: آفلاين 18 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 984 امتياز: 4041 تشکر کرده: 92 تشکر شده 268 بار در 141 پست
محل سكونت: شهر عشق...اهواز
ارسال شده در:
دوشنبه، 14 تير ماه ، 1389 00:07:57
موضوع مطلب:
_________________ مپرس حال مرا!روزگار یارم نیست
جهنمی شده ام,هیچ کس کنارم نیست
نهال بودم و در حسرت بهار!ولی
درخت می شوم و شوق برگ و بارم نیست
به این نتیجه رسیدم که سجده کردن من
به جز مبارزه با آفریدگار نیست
شبی به لطف بیا بر مزار من,شاید
بروید آن گل سرخی که برمزارم نیست